باران را صدا کرد. و صدایش را در حجم سینه باد پنهان کرد تا گاهی از باد نجوایی بارانی را بشنود.
سلام می کنم و می روم پشت پرچین یاد مرگ.
که یاد مرگ مرا یاد نسیمای چشم کودک یتیم می اندازد و اشک
بهار نوشان جام الست را هم سلام هم درود.
باور کنید من ساده انقدر از حضورتان دلگرم و دل خوشم که در خجسته دمان مرگ کهنگی .امیر اگاهی
و عشق را خواندم به قسم که:یاران سلام را به سلامتی دار.
مهربانان! به برکت بهار و سلام یکدیگر را حلال کنیم و اغاز کنیم زندگی را از ان دست که شایستگی اش
را داریم. دروغ و غیبت دو دشمن اشکار ادمی است. بنام سلام و به مدد سلام یا علی
این روزها کارم شده است دل شکسته شدن. و مدام خواندن خدای الرحمانم که اینجا کجای سرزمین غفلت ادمیان است.
مرا به من مگذار که سخت بیمناک ایمان نیم بند خویشتنم.
باری عزیز بی شکست. شکست خوردنهای پیاپی بندگانت را برابر ابلیس نفس مپسند.
این روزها بعد از سلام نماز .سلام می کنم به اهل دل که رعایت زبان میکنند.
سلام به عابران بی ازار زندگی
این را گفت و رفت....
او تنها در خجسته دمان رویش سلام جا مانده بود از سلام به صبح اغاز
سلام و اشک
سلام به تمام شما
ارام شد چه زودتر حسین دلش مکرر گفته بود سلام.
سلام بر اربعین یاد
امد و در دم دیدار رفت.
گفت:
سلام تمام سهم من است از بودن.
بخوان بنام یکی طهارت. بخوان بنام یکی عشق.
سلام.
سلام حکم شکر را برایش داشت.
امد تا تمام دلش را به نام سلام به دوستانش هدیه کند.
سلام به اهل سلام
راننده جوانی بود. سلام کردم و خیره نگاهم کرد. او دیوانه حسین نی نوای من بود.
تا گفت و نام دلبرم را برد..
اشک بسان کودکی هایم مرا غسل کرد. انقدر امیری حسین و نعم الامیر گفتم و برای جوان از قبله
امین جان گفتم که...
این سلام ساده کسی است که سلام گویان ارباب معرفت نبوی را دوست دارد.
ک
و سلام و رفتن رو به سوی یا رحمن را به دلم ذکر می کنم.
مهربان من سلام.
سلام. خیلی هم سلام
گفته بودی که چرا محو تماشای منی / و آنچنان مات که یک دم مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود / ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی
اهل دل را سلام گویانم.
این را گفت و رفت.
کسانی امدند و به تماشای باغ سلام تمام دلشان را نذر دیدار کردند.
سلام به دوستانم.
مهربانی مهر بانی و ب-----از هم مهربانی خدای خوب الرحمن.
نگفته بودم انگار. من ساده سالهاست که با بوییدن عطر گلی مست شده هر روز به ان واقعه
بزرگ می گریم.
سلام و التهاب ایا تنبیه؟
تنهایم و تنهایی ام را نذر کودک یتیم دلم میکنم. دوستان حلال کنید به حلال کردنی که شایسته مو منان است.
سلام
سهم سلام میان ما باشد. با هم از شیعه گفتن را اغاز خواهیم کرد. خیلی زود به فضل خدای الرحمن.
خطبه قاصعه وصیت من به اهل برکه سلام.باران و سلام به شهادت امیر ازادی و عدالت.
اینک این منم که امده ام برای عرض ادب و سلام.
دوست داشتنی که تقدیم می گردد.
سرشار می شود از لبخند. و اشک
...و گل هنوز هنوز به خاطر ان وداع با شکوه عطر دل انگیزش را هدیه می کند به عابران زندگی.
سلام ازجان مرا بپذیرید.
من ماندم و حسرت بی حاصل درد....
من ام ایستاده بر در دروازه سلام دار خویش. و نام علی (ع)که ذکری است از نام خوب خدای الرحمن.
سلام




