دیر های های کوچه از گاهی فریاد.

دلتنگم و دل شکسته از کسالت نادانی.

خدای الرحمن من . مرا برهان از سرزمین زخم های نادانی

این روزها و شب ها انی نیست که از یاد حیدر تبار ترین نام ذوالفقار غایب باشم.

چه انگار خفته باشد جهل  دلم برای روز خوب دیدار تنگ است.

سلام بر قبله امین جان. حسین ابن علی....

دیر امدم بر مدار سلام.

اما بر این باورم که اهل سلام همیشه تازه است هوای یاد و دیدارشان

سلام مرا بپذیرید.