یکی بود وقتی امد. و وقتی رفت دلی بود که با معنای دوستت دارم اشنا شده بود.

اهل دل را سلام گویانم.

امدم و از تماشای کلمات انقدر لذت بردم که رسیدم به چشمه جوشان اشک. سپاس سلامم را پذیرا باشید.

بنام سلام.

این را گفت و رفت.

کسانی امدند و به تماشای باغ سلام تمام دلشان را نذر دیدار کردند.

سلام به دوستانم.

سلام نام دیگر من است. نام دیگرم را به تو تقدیم می کنم.

مهربانی مهر بانی و ب-----از هم مهربانی خدای خوب الرحمن.

به نام عشق و  بنام این روزهای که نشسته ام عین روزکار کودکی به اشک.

نگفته بودم انگار. من ساده سالهاست که با بوییدن عطر گلی مست شده هر روز به ان واقعه

بزرگ می گریم.