دستی از عالم دوست داشتن مرا گرفته و خوانده است بنام برادری.

سلام به برادرانه ترین حرف عالم:عشق

من هماره به دو برادر ضد هم یعنی عقل و عشق سلام می فرستم.

(عقل . عدالت) و( عشق . ازادی) اینان تمام من اند از زندگی

مرد کوشید تا به صبح برسد.

در دم دیدار بغض راه صدا را به رویش بست.

اهسته و ارام گریه کنان سلام کرد و سرش را به احترام بالا نگرفت.

بنام خدای الرحمن و سلام.

و خدا را سپاس از برای توفیقی که در شبهای قدر یافتم تا با عزیزانش هم راه و هم کلام باشم.

مرا به من ببخشید اگر کم و ناقص بودم.