مرد کوشید تا به صبح برسد.
در دم دیدار بغض راه صدا را به رویش بست.
اهسته و ارام گریه کنان سلام کرد و سرش را به احترام بالا نگرفت.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 12:15 توسط مهدي رستمي
|
در دم دیدار بغض راه صدا را به رویش بست.
اهسته و ارام گریه کنان سلام کرد و سرش را به احترام بالا نگرفت.