خدای خوب الرحمن سلام.
دل این روستایی گرفتار عشق از دروغ گرفته است و از یاران جانی که زشتی دروغ و دروغگویی را
نمی شناسند.
مرا به من ببخش. و رهایم کن از چنگال جهل تا عمله نظام فریب نباشم.
مرا ببخش که در گفتن سلام انقدر حقیرم که شکوفه ای از تبسم ایمانم. به وجد نمی اید و قلبی
به صداقت جان دادنم در گفتن راستگویی. به تپش نمی افتد.
مرا ببخش و رهایم کن از عفن دروغ.
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد ۱۳۸۸ ساعت 22:30 توسط مهدي رستمي
|