ارام و صبور نگاهم کرد. ارام تر از رد اقاقی درد بر لبان کودکی نادار نان تازه گفت سلام.
من ماندم و حسرت بی حاصل درد....
من ام ایستاده بر در دروازه سلام دار خویش. و نام علی (ع)که ذکری است از نام خوب خدای الرحمن.
+ نوشته شده در یکشنبه دوم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 21:1 توسط مهدي رستمي
|