ارام و صبور نگاهم کرد. ارام تر از رد اقاقی درد بر لبان کودکی نادار نان تازه گفت سلام.

من ماندم و حسرت بی حاصل درد....

من ام ایستاده بر در دروازه سلام دار خویش. و نام علی (ع)که ذکری است از نام خوب خدای الرحمن.