وضو ساختم و ارام با لبخند به مولایم حسین گفتم:سلام اقا. و بعد هم گفتم از شراب طهور نامت.انچنان لبریزم که خم خانه را می ماند سینه ام. امدم سمت سازمان و برنامه مولا نامه حضور.

راننده جوانی بود. سلام کردم و خیره نگاهم کرد. او دیوانه حسین نی نوای من بود.

تا گفت  و نام دلبرم را برد..

اشک بسان کودکی هایم مرا غسل کرد. انقدر امیری حسین و نعم الامیر گفتم و برای جوان از قبله

امین جان گفتم که...

این سلام ساده کسی است که سلام گویان ارباب معرفت نبوی را دوست دارد.

ک