تا تو تن را چرب و شیرین می دهی
من از خویش گم شده ام.
این را گفت و رفت....
او تنها در خجسته دمان رویش سلام جا مانده بود از سلام به صبح اغاز
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 11:23 توسط مهدي رستمي
|